السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

274

تفسير هدايت (فارسى)

توصيف آنها ضابحة به كار مىبرند ، و در مورد روباه نيز چنين توصيفى به كار مىرود . و دربارهء اين گفته‌اند كه در دهان اسب چيزى قرار مىدادند تا نتواند شيهه بكشد و دشمن از اين طريق از نزديكتر شدن اسبان آگاه شود ، و در چنين حالتى اسبان به نيرو تنفس مىكنند و به همين جهت در شعر آمده است : و الخيل تعلم حين تض * بح فى حياض الموت ضبحا [ 2 ] اسبان به سرعت مىدويدند ، بى آن كه شيهه بكشند ، و اين حركت ظاهرا شب هنگام صورت مىگرفت و از برخورد سم اسبان با ريگها شرار آتش مىجست و اين نشان مىداد كه زمين و راه سخت و دشوار گذر است ، و به همين سبب است كه سياق قرآن به چنين اسبان و حركت آنها در زهدان شب سوگند ياد مىكند : « فَالْمُورِياتِ قَدْحاً - و سوگند به روشن كنندگان آتش با زدن سنگها به يكديگر . » [ 3 ] و اسبهاى در حال دويدن مجاهدان به سرزمين دشمن نزديك مىشوند ، و سواران بر آنها چشم به راه دميدن سپيده مىمانند تا با هجوم ناگهانى خود دشمن را غافلگير كنند . « فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً - و به آن حمله كنندگان و مهاجمان در سپيده دمان . » و چنين بوده است وضع هجومها و غارتهاى پيروزمندانه ، كه چون در صدد اقدام كردن به آن بودند ، شبانه به سرزمين دشمن نزديك مىشدند و منتظر صبح مىماندند تا در روشنى آن به هجوم بپردازند كه هنوز چشمان دشمن خواب آلوده و اعصاب آنان تخدير شده بود . / 290 [ 4 ] و در هنگام هجوم ناگهانى ، با سم اسبها غبار در فضا پراكنده مىشد ، و هر چه شدت غبار را افزونتر بود ، حكايت از شدت بيشتر نبرد مىكرد . « فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً - كه بر اثر آن گرد و غبار بر مىانگيختند . » شايد نقع : غبار غليظى باشد كه زمين را مىپوشاند ، بدان سبب كه اصل